زیبا رویان

احتماعی

خواص آب

آب ماده ای فراوان در کره زمین است. به شکل های مختلفی همچون دریا ، باران ، رودخانه و... دیده می‌شود. آب در چرخه خود ، مرتباً از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود، اما از بین نمی‌رود. هر گونه حیات محتاج آب می‌باشد. انسان ها از آب آشامیدنی استفاده می‌کنند، یعنی آبی که کیفیت آن مناسب سوخت و ساز بدن باشد.

شنیده ایم که می گویند هر کس روزی یک سیب بخورد، دیگر نیازی به دکتر پیدا نمیکند. اما 8 لیوان آب در روز چه نفعی برای ما دارد؟ صرفنظر از نفخ شکم، آب مزایای زیادی برای سلامتی ما دارد. هر سلول از بدن ما برای درست عمل کردن به آب نیاز دارد و هر عمل متابولیک در بدن نیز تشنه ی آن است.

تقریباً %55 تا %75 از حجم بدن از آب تشکیل شده است، و اگر آبی که در روز از طریق نفس کشیدن، عرق کردن و ادرار از دست می دهیم را حدود 8 لیوان فرض کنیم، ضروری است که بخواهیم این میزان را با خوردن آب دوباره جبران کنیم.

در این مقاله می خواهیم شما را خواص آب آشنا کنیم تا شاید مشوقی باشد برای اینکه 8 لیوان آب در روز را با کمال میل بخورید!

 

.یکی از خواص آب این است که  کارایی مغز را بالا می برد:اگر یادتان نمی آید که در مقدمه ی این مقاله چه نوشته بود، احتمالاً مغزتان خشک شده است.از آنجا که تقریباً %80 از بافت مغزی از آب تشکیل شده است، ضروری است که آب کافی به آن برسانید. آزمایشات بالینی نشان داده است که کمبود آب کارایی حافظه کوتاه مدت را پایین می آورد و به قدرت تمرکز آسیب می رساند.منطق پشت این مسئله کاملاً واضح است: اگر آن ماده را از مغزتان کم کنید، گرفتار مشکلات عملکردی می شوید. این مثل راندن ماشین بدون بنزین است.

در مغز، آب مایعاتی را که پروتئین و آنزیم ها را حمل می کنند را رقیق می کند، و به رساندن این مواد به مقصد کمک می کند. وقتی آب بدن کم می شود، این مایعات برای رساندن بار خود کندتر می شوند و عملکرد مغز نیز آسیب می بیند.همچنین یکی دیگر از خواص آب این است که،آب باعث از بین بردن رادیکال های آزاد که باعث خرابی سلول ها در مغز میشود را از بین می برد.

 

.یکی دیگر از خواص آب که میتوان به آن اشاره کرد این است که از بسیاری از بیماری های خطرناک جلوگیری می کند:ورم مفاصل، سرطان و بیماری های قلبی، بیماری هایی خطرناک و جدی هستند که میلیون ها نفر را گرفتار می کنند، اما شما می توانید با خوردن آب از ابتلا به این بیماری ها پیشگیری کنید.آب یکی از مهمترین عناصر در غضروف و نرمه استخوان و مایع زلالی، مایعی که در اطراف مفاصل وجود دارد که باعث چرب کردن محیط می شود، است.وقتی میزان کافی از آب در این ناحیه وجود داشته باشد، اصطکاک کمتری دراطراف مفاصل به وجود می آید و احتمال ابتلا به ورم مفاصل نیز کمتر می شود.همچنین وقتی میزان کافی آب در سیستم ما باشد، گرچه باعث می شود مجبور شویم تند تند به دستشویی برویم، اما بدن از سموم پاک می شود. اگر این سموم کمتر در بدن ما باقی بمانند، احتمال ابتلا به سرطان نیز کاهش می یابد.پس می توان گفت یکی از خواص آب این است که ،آب نه تنها کمک می کند تا سموم از بدن دفع شوند، نمک اضافی بدن را نیز دفع میکند. تحقیقات نشان داده است که وجود نمک زیاد در بدن باعث بالا رفتن فشار خون شده که این هم منجر به بروز بیماری های قلبی می شود.

 

.یکی دیگر  از خواص آب این است که به کاهش وزن کمک می کند:

اگر گرسنه هستید، سعی کنید شکمتان را با آب پر کنید. آب حاوی هیچ میزان کالری یا چربی نیست و ثابت شده است که گرسنگی را نیز برطرف می کند.همچنین یک لیوان آب متابولیسم بدن شما را نیز افزایش می دهد.از آنجا که همه ی عملیات های بدن به آب نیاز دارند، بدیهی است که وقتی کم آب بخورید همه چیز در بدنتان کندتر پیش می رود. آب بیشتر باعث بالا بردن متابولیسم می شود که این هم به نوبه ی خود کالری سوزی می کند.تحقیقات نشان داده است که پس از خوردن دو لیوان آب، 10 تا 40 دقیقه طول می کشد تا متابولیسم بدنتان شروع شود.و وقتی متابولیسم آغاز شد، شما %30 سریعتر کالری می سوزانید.تحقیقات نشان داده است که اگر آب مصرفی خود تا 6 لیوان در روز بالا ببرید، 5.3 پوند در سال کم خواهید کرد.

 خواص آب

.یکی دیگر از خواص آب این است که کرم خوردگی دندان را برطرف می کند:می گویند که یک لبخند با آینه یک تومان هم خرج ندارد، اما میلیون ها تومان می ارزد. پس محافظت از دندان ها واجب می شود.می دانیم که تامین آب مورد نیاز بدن، به تولید مایعات مختلف در بدن کمک می کند، مثل بزاق دهان که باعث از بین بردن کرم خوردگی دندان ها می شود.پوسیدگی دندان از تولید اسید ایجاد می شود که مینای دندان را می خورد، اما بزاق دهان این اسید را خنثی می کند. همچنین حاوی مواد معدنی خاصی است که به بازسازی دندان ها کمک می کند.اگر میزان کافی آب به بدنتان برسانید، و کمتر شکلات و آبنبات بخورید، مطمئن باشید که دندانهایی سالم خواهید داشت.

. نوشیدن آب زیاد ضرر دارد

نوشیدن میزان معین آب در روز ضروری است اما نیازی به زیاد کردن این میزان نیست. کاری که باید بکنید جبران میزان آبی است که از دست می دهید.یک فرد متوسط روزانه حدود 2 تا 3 لیوان آب از تنفس، و 1 لیوان دیگر از طریق عرق کردن از دست می دهد. اگر 3 تا 4 لیوان نیز به طور تقریبی از طریق ادرار دفع کند، بدن حدوداً به 8 لیوان در روز آب نیاز پیدا می کند.شما باید همان میزان آبی که در روز از دست داده اید، را برای بدن دوباره تامین کنید نه بیشتر.اگر بیشتر از میزان مورد نیاز آب به بدن برسانید، تعادل سدیم در بدن از بین می رود که منجر به مشکلات گوارشی، حملات ناگهانی و حتی بیهوشی می شود.

از دیگر خواص آب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

* به عنوان یك حلال بسیار قوی در بدن.
* یکی از خواص آب رقیق ساختن جریان خون برای تسهیل جریان خون در عروق.
* یکی از خواص آب ،تنظیم درجه حرارت و خنك سازی بدن توسط تعریق.
* یکی دیگر از خواص آب حفظ رطوبت غشای مخاطی واقع در دهان و ریه ها.
* روانكاری مفاصل، سیستم گوارشی و نسوج بدن،از دیگر خواص آب است.
* كاهش آماس مثانه با زدودن باكتریها از مثانه.
* از دیگر خوااص آب،كمك به هضم و گوارش غذا و جلوگیری از یبوست.
* حمل مواد مغذی و اكسیژن به سلولها ی بدن.
* مرطوب كننده پوست، چشمها، دهان و مجاری تنفسی.
* به عنوان یك ضربه گیر در چشم،نخاع و كیسه آمنیوتی پیرامون جنین.
* حمل و پاكسازی مواد زائد حاصل از متابولیسم درون بدن مانند اوره و دی اكسید كربن.
* تنظیم الكترولیتهای درون بدن مانند سدیم و پتاسیم.
* افزایش عملكرد فیزیكی و ذهنی از دیگر خواص آب است.
* كاهش سردرد و سرگیجه.
*یکی دیگر از خواص آب که میتوان به آن اشاره کرد این است که،نوشیدن آب كافی از ایجاد عارضه های پوستی مانند اگزما، پسوریازیس، خشكی و چین و چروك پوست  پیشگیری میكند.




نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 10:39 توسط سمیه|

 
پيرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود

دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت

وقتی به ايستگاه رسيدند، پيرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت

می دانم از اين گل ها خوشت آمده است. به زنم مي گويم كه دادم شان به تو

گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذيرفت و پيرمرد را نگاه كرد

كه از پله‏ های اتوبوس پايين می رفت و وارد قبرستان كوچك شهر می شد

نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 14:19 توسط سمیه|

گاهي درتاريخ، انسانهاي بزرگ و ارجمندي يافت مي شوند که مدال افتخار انسانيت را مي گيرند و بر قله رفيع شکوه و جلال مي ايستند و از محدوده زمان خود پا فراتر نهاده و زندگي شان براي هميشه در پيشاني تاريخ مي درخشد و همواره الگويي بزرگ براي انسانهاي حقجو مي شوند. اين  افراد براي خود آفريده نشده اند بلکه متعلق به همه نسل هاي بعد از خود هستند.

حضرت زينب (س)، دختر امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) نمونه بارزي از اين افراد مي باشد. زندگي سراسر حادثه و مصيبت ايشان که با حادثه جانسوز کربلا گره خورده، تبيين کننده  اهداف نهضت عظيم عاشورا و رسالت جدّ بزرگوار و امامان خويش است.

زينب (س) پس از شهادت برادر  عهده دار رسالتي بزرگ مي شود، سرپرستي زنان و کودکان و از همه مهمتر رساندن پيام عاشورا به گوش مردمان فريب خورده و  غافل از حق و باطل.

زينب (س)  مادر عاشوراست. نهضتي که امام حسين (ع) آن چنان عميق و وسيع و ماندگار، با آنهمه شکوه و زيبايي، از مدينه تا مکه و از آنجا تا کربلا، آورد و سرانجام از اول محرم سال 61 ه.ق. تا روز عاشوراي همان سال در سرزمين کربلا شکل گرفت و به ثمر رسيد. سپس زينب(س) بود که عهده دار نگهداري و رساندن پيام و رسالت برادر - اهداف قيام عاشورا- گرديد و آن را به کوفه و شام و مدينه و هرجاي ديگري که توانست ابلاغ نمود و با هجرت ها و مجاهدات خستگي ناپذير خود به تبيين آن پرداخت و همگان را از ماهيت ظلم ستيزي و حق جويانه آن آگاه کرد.  

زينب (س) در شجاعت و شهامت، سخنوري و نطق، عقل و تدبير و هدايت و رهبري هر آنچه را که از محضر پيامبر (ص) و علي و فاطمه و حسنين (ع) آموخته بود در مرحله عمل پياده کرد و ذره اي ضعف از خود نشان نداد.

پيروزي نهضت عظيم حسيني (ع) مرهون زحمات و تلاش هاي بي وقفه زينب کبري (س) بوده و ويژگي هاي خاص اين بانوي بزرگوار در اسارت، موجب شد که اين نهضت جاويد و ماندگار مانده و  به سرمنزل مقصود برسد.

نائبه الحسين

از جمله ويژگيهاي حضرت زينب (س) که جزء القاب ايشان نيز مي باشد نائبه الحسين است. اين ويژگي نائب برادر بودن خصوصيت و ويژگي منحصر و مخصوص ايشان مي باشد. زينب (س) در انجام رسالتي که بر عهده اش بود کوتاهي نکرد و هرچه در توان داشت در راه زنده نگهداشتن قيام و نهضت برادر خود بکار برد. مرحوم سيد نعمت الله جزايري در اين باره مي گويد مقام و منزلت زينب (س) قريب مقام امامت بود که از طرف برادر در کربلا، در روز عاشورا يا شب آن نائل شد[1]. امام حسين (ع) در روز عاشورا و قبل از آن مکررا به مناسبت هاي مختلفي به خواهر خود وصيت و سفارش مي کرد که پس از شهادتش صبر و تحمل کند و هرگز کاري که موجب شادي دشمن مي شود انجام ندهد. آن زماني که حضرت(ع) از اسب به زمين افتاد، زينب بلافاصله خودش را به بالين برادر رساند، خود را روي بدن برادر انداخت و فرمود: آيا تو برادر مني؟ آيا تو پسر مادر مني؟ و .... با گريه و زاري زينب (س)، امام(ع) به هوش آمدند و فرمودند: ... "يا اُختاه هذا يوم التناد و هذا يوم الذي و عدني بهِ جدي و هو الي مشتاق"، خواهرم صبر پيشه کن. بنابراين آخرين کسي که در واپسين لحظات، سخن برادر را شنيد و از وصايا و سفارشات آن حضرت آگاه گرديد، زينب (س) بود.

حضور فعال در همه صحنه ها

از ديگر ويژگي هاي حضرت زينب (س) حضور فعال او در صحنه هاي جهاد و مبارزه با ستمکاران بود. از آن هنگامي که خودش را شناخت و توانست بين حق و باطل تمييز بدهد در جريانات سياسي-اجتماعي حضور داشت. گويي زينب بايد شاهد و ناظر حوادث تاريخ باشد تا در موقع مناسب بتواند به وظيفه خود که همان رساندن کاروان حسيني به سر منزل مقصود است عمل کند. زينب (س) شاهد بود که چگونه جد بزرگوارش مورد آزار و اذيت قرار گرفته، چگونه دنيا طلبان به خانه فاطمه (س)، محل نزول ملائکه الله هجوم بردند و چگونه آنجا را آتش زدند و مادرش را مضروب ساخته، پدرش را ريسمان بر گردن به طرف مسجد بردند. زينب حاضر بود، مي ديد که چگونه ميخ در به پهلوي مادر فرو مي رود و چگونه برادر کوچکش محسن سقط مي شود. زينب شاهد بيست و پنج سال خانه نشين شدن علي (ع) بود. وي شاهد بود که پس از خلافت پدرش چگونه دوستان و نزديکان او از شدت عدالت علي (ع) از دورش پراکنده شده و به دشمني با او برخاستند. زينب مي ديد که پدرش در اين مدت چهار سال و اندي با مشکلات اساسي و بزرگي همچون ناکثين و مارقين و قاسطين روبرو است و سرانجام شاهد ضربت خوردن و شهادت پدرش بوده است.

و باز هم در آن زماني که برادرش امام حسن(ع) پس از پدرش خلافت را به دست گرفته و با مشکلاتي مواجه مي شود و با بدترين و پليد ترين دشمن اسلام يعني معاويه به مبارزه مي پردازدشاهد و حاضربود. زينب مي بيند که ياران معاويه چشم و گوش بسته مطيع فرمان او بودند ، اما امام حسن(ع) ياراني دارد که به طمع دنيا حضرت را تنها گذاشته و به معاويه پيوستند. خيانتي که موجب شد حضرت به ناچار پيمان صلح را امضاء نمايد. آري زينب در جريان تمامي اين حوادث و اتفاقات قرار داشت.

 و اما حضور زينب(س) با امام حسين(ع) در نهضت کربلا حکايتي ديگر است در اينجا زينب(س) هم هدف و آماج تير حوادث و مصائب قرار مي گيرد. هم بايد مصيبت از دست دادن برادر و بستگان نزديک خود را تحمل کند و هم اسير شود و در عين حال در اسارت بايد مبارزه و جهادي داشته باشد. زينب(س) بايد در همه عرصه هاي جهاد و مبارزه حضوري فعال داشته باشد هم خطيب باشد، هم    محا فظ حضرت سجاد (ع) و اسراي ديگر، هم هدايتگر، خط دهنده، ترسيم کننده خط مشي سياسي و هم مبين احکام شرع و جوابگوي ياوه سرايي دشمن. زينب (س)بايد اهانت ها و دروغ ها  و نسبت هاي بي اساس دشمنان به شهدا را پاسخ گويد و حقيقت امر را روشن سازد.

بنابراين در جريان اسارت اگر احيانا کسي به شهداي کربلا دروغ و افترايي را مرتکب مي شد، زينب(س) خاموشي و سکوت را بر خود روا نمي دانست و دروغش را بر ملا مي ساخت و در يک کلام حضور زينب در اسارت باعث شد که تاريخ عاشورا از هرگونه دروغ و تحريف مصون و محفوظ بماند.

کربلا در کربلا مي ماند اگر زينب نبود         سِرّ ني در نينوا مي ماند اگر زينب نبود

صفت اضداد

از ديگر ويژگي هايي که در زينب کبري(س) مي توان يافت، وجود صفات و خصوصيات متضاد و مختلف در ايشان است. ايشان همانندپدر بزرگوارش حضرت اميرالمومنين (ع) همان طور که علما و محققين[2] کشف کرده و گفته اند، داراي صفات و خصوصيات متضاد و مختلف بوده است يعني در زماني از آن بانو يک نوع صفت سراغ داريم و در زماني ديگر صفتي ضد آن. به عبارت ديگر، خصوصياتي در آن حضرت وجود داشت که کاملا منافي و متضاد با هم بوده اند.

شايد براي بسياري از افراد شگفت انگيز باشد که بگوييم زينب(س) هم داراي صفات مختلف و متضاد بوده است. البته زينب به آن مرتبه اي که علي (ع) دست يافت نمي رسد، ولي بالاخره در طول حيات زينب(س) هم صفاتي مي بيني که حتي با طبيعت و خصوصيات زنان معمولي سازگاري ندارد. مثلا از جمله صفاتي که در زنان بيشتر از مردان وجود دارد؛ رقّت قلب و احساسات و عواطف است که به مجرد ديدن و يا شنيدن حادثه و واقعه اي تأثر آور متاثر شده و چه بسا از ديده شان اشک جاري مي شود. زينب (س) هم مستثنا از اين خصوصيت نمي توانست باشد، ايشان  هم رقت قلب نشان مي دهد و از ديدن ناراحتي و مصيبت، متاثر و مغمون مي گردد. در شب عاشورا هنگامي که امام حسين (ع) مشغول تميز کردن شمشير بود و با خودش اشعاري زمزمه مي کرد، زينب (س) فورا شروع کرد به گريستن و گريه و ناله اي سر داد و سپس بي هوش شد. اما همين زينبي که چنين رقّتي دارد و از اينکه برادرش را از دست خواهد داد مي گريد و بي هوش مي شود، در جريان اسارت کوچک ترين گريه و ضعفي از خود نشان نمي دهد و حتي امام سجاد(ع) را تسليت مي گويد. باز در جايي ديگر مي بينيم که زينب زني است که از شدت حجاب و عفت کسي او را نمي بيند و صدايش به گوش نامحرمي نمي رسد، حتي نزديک ترين همسايه ها. هرگاه مي خواهد براي زيارت مرقد نبي اکرم (ص) برود شبانه و آن هم با محافظت کامل پدر و برادرانش حرکت مي کند. زينب(س) به پيروي از مادرش فاطمه زهرا (س) که فرمودند: "بهترين چيزبراي زنان اين است که مردان نامحرم آنان را نديده وخودشان نيز ايشان را نبينند" [3]، در حفظ حجاب و عفت خود مي کوشد. اما همين زينب(س) در عاشورا و در بازار کوفه در ميان جمع کثيري از زن و مرد و پير و جوان فرياد مي زند و صداي خود را هرچه توان دارد، بلند مي کند تا همه بشنوند، چراکه رسالت الهي اش اينگونه اقتضا مي کند ،آنچنان حيا و عفت را با فصاحت و بلاغت و نيز شجاعت و شهامت در مي آميزد که اعجاب همگان را بر مي انگيزد. راوي مي گويد:" لم اَرَ والله خفره قط انطق منها"[4] به خدا سوگند من زني را نديدم که به اين اندازه حيا و عفت داشته باشد و در عين حال گوياتر و تواناتر از زينب(س) باشد.

رعايت حدود شرعي و الهي

براي بسياري از مردم- غير از معصومين (ع) - مقدور و ميسور نيست که تحت هر شرايطي  خدا و احکام الهي را به ياد داشته باشند. معمولا در هنگام مواجهه با سختي، بسياري از افراد خود را مي بازند.

اما  حضرت زينب (س) از جمله اولياء الهي است که در بحراني ترين لحظات زندگي خود درحاليکه مصايب از هر طرف او را احاطه کرده بود، به وظيفه الهي خود عمل نمود. حتي از دست دادن خامس آل عبا(ع) تنها يادگار مادر و جدّ بزرگوارش، نتوانست اين خصيصه زينب (س) را تحت الشعاع قرار دهد. امام زين العابدين (ع) در باره عمه اش زينب (س)  فرمود: حتي در آن شب غم و اندوه که روزش سيد الشهداء و يارانش را شهيد کردند نماز شب از عمه ام زينب ترک نشد منتهي نشسته نماز خواند چون توان ايستادن را از دست داده بود.[5]

 اساسا آرام بخش دل زينب در تحمل آن مصائب، در طول حياتش خصوصا در واقعه عاشورا، ارتباط با خدا بود و بس. لذا هيچگاه زينب(س)  اين ارتباط را قطع نکرد و يک لحظه برخلاف رضا و مصلحت الهي انديشه اي به دل راه نداد. بلکه حتي شکرگذاري هم مي کرد و نمازش در شب يازدهم محرم در واقع حمد و سپاس الهي بود بر نعماتي که ارزاني نموده است.

نقل شده وقتي اسرا را وارد کوفه کردند مردم کوفه از روي ترحم به اطفال به اسيران نان و خرما مي دادند زينب(س) فرياد مي زد: اي اهل کوفه صدقه بر ما حرام است. پس زينب(س) در رعايت حلال و حرام الهي هيچ گونه سهل انگاري نمي کرد و در اين خصوص به هيچ عنوان راضي نمي شد که بي تفاوت باشد. اگرچه اطفال و زنان اهل بيت راه دور و درازي طي کرده و خسته و گرسنه هستند، اما جواز اَکل صدقه را صادر نمي کند. اگر گرسنه اند، زينب(س) حاضر است از سهميه غذايش بگذرد و نان خود را بين بچه ها تقسيم کند و سه روز يا بيشتر چيزي نخورد و از شدت ضعف و گرسنگي نشسته نماز بخواند،[6] اما اجازه نمي دهد که ذره اي از صدقه را تناول کنند.

حضرت زينب (س) پس از برادرش امام حسين (ع) مدت زيادي زندگي نکرد اما در همين مدت کوتاه توانست مسير تاريخ را تغيير دهد. ايشان در مدت حيات خود پس از عاشورا لحظه اي آرام ننشست و در امر پيام رساني با زبان حال و زبان قال فعاليت داشت. بطوريکه در کوفه و شام چنان سخنراني و عزاداري و نوحه سرايي نمود که شرايط و اوضاع و احوال را عوض کرد و يزيديان را در هراس و وحشت انداخت.

حضرت زينب (س) تا مزه پيروزي را در کام يزيديان و بني اميه تلخ نکرد و تا در جام فاتحين قطرات زهر کشنده نريخت راحت ننشست و تا پايان عمر به اين کار پرداخت و سرانجام اين بانوي بزرگوار در نيمه رجب سال 62 ه.ق. به ديدار حق شتافت.


 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391ساعت 15:12 توسط سمیه|

 

به دنبال خدا نگرد،خدا در بيابانهاي خالي از انسان نيست ، خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست به دنبالش نگرد؛ خدا در نگاه منتظر كسي است كه به دنبال خبري از توست ، خدا در قلبي است كه براي تو مي تپد ، خدا در لبخندي است كه با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد خدا آنجاست در جمع عزيزترين هايت خدا در دستي است كه به ياري مي گيري ، در قلبي است كه شاد مي كني ، در لبخندي است كه به لب مي نشاني خدا در بتكده و مسجد نيست ؛ گشتنت زمان را هدر مي دهد خدا در عطر خوش نان است‌، خدا در جشن و سروري است كه به پا مي كني خدا را در كوچه پس كوچه هاي درويشي و دور از انسان ها جستجو مكن خدا آنجا نيست او جايي است كه همه شادند و جايي است كه قلب شكسته اي نمانده در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش ، در نگاه عاشقانه ي زني است به همسرش بايد از فرصت هاي كوتاه زندگي،جاودانگي را جست زندگي چالشي بزرگ است ، مخاطره اي عظيم ، فرصت يكه و يكتاي زندگي را نبايد صرف چيزهاي كم بها كرد چيزهاي اندك كه مرگ ، آنها را از ما مي گيرد زندگي را بايد صرف اموري كرد كه مرگ نمي تواند آنها را از ما بگيرد زندگي كاروانسرايي است كه شب هنگام در آن اطراق مي كنيم و سپيده دمان از آن بيرون مي رويم فقط چيزهايي اهميت دارند ، چيزهايي كه وقت كوچما از خانه ي بدن، با ما همراه باشند ؛ همچون معرفت بر الله و به خود آيي دنيا چيزي نيست كه آن را واگذاريم دنيا چيزي است كه بايد آن را برداريم و با خود همراه كنيم سالكان حقيقي مي دانند كه همه ي آن زندگي باشكوه‌، هديه اي از طرف خداوند است و بهره ي خود را از دنيا فراموش نمي كنند كساني كه از دنيا روبرمي گردانند ، نگاهي تيره و يأس آلود دارند آنها دشمن زندگي و شادماني اند خداوند زندگي را به ما نبخشيده است تا از آن رو برگردانيم سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسيد:آيا « زندگي » را « زندگي كرده اي »؟


 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 12:3 توسط سمیه|

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

زندگي چيست؟واقعا معناي زندگي چيست؟ايا زندگي نفس كشيدن است؟ايا زندگي حركت كردن است؟ايا زندگي معناي خاص فعل بودن است؟

نه چنين نيست,حيوانات نيز همگي نفس مي كشند,حركت مي كنند ولي چيست كه ما را نسبت به انها تمايز مي دهد؟چه چيزي است كه ما را برتر مي كند؟چيست كه به حيوان ناطق ارزش مي دهد؟اري,اين گوهر پنهان عشـــــــــــــق است.عشق پاك,عشق حقيقي,عشق خدايي,عشق بين دو انسان,عشق بين انسان و خدا,عشقي كه اينه ي دل را جلا مي دهد تا زنده بودن و زندگي كردن در ان جلوه كند,عشقي كه انسان را چنان مست و از خود بي خود مي كند كه معناي زندگي حقيقي را درك كند,عشقي كه عناصر اصلي ان محبت و دوست داشتن هستند,عشقي كه انسان در پناهش ديگر تنها نيست.عشقي كه ضمير خفته ي انسان را بيدار مي كند,عشقي كه انسان را از درون شعله ور مي كند وتمام غم ها را در اتش خود مي سوزاند,عشقي كه به انسان مي فهماند لازمه ي رسيدن رفتن و حركت كردن است,حركتي كه نيروي خود را از عشق مي گيرد,عشقي كه با گذشت زمان نه تنها كم رنگ نمي شود و ازبين نمي رود بلكه بيشتر در وجود ادمي تجلي مي كند,عشقي كه در ان ديگر انسان ارزوي مرگ نمي كند,عشقي كه دران وجود انسان,ذهن انسان و قلب انسان سرشار از حس لذت بخش زيستن مي شود,سرشارازحس بودن ميشود,عشقي كه در ان وجود انسان مملو از توان ايستادن است,توان ايستادن در مقابل سختي,توان ماندن,توان زندگي كردن

 زندگی خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و در آخر زندگی زندگی است.


اگر زندگی خدا نیست پس چرا فقط خدا هست؟!
اگر زندگی شعر نیست پس چرا هوهوی بادش یاهوی رند خرابات است؟!
اگر زندگی مهر نیست پس چرا كبوتر با كبوتر باز با باز كند پرواز؟!
اگر زندگی عشق نیست پس چرا ستاره ها باز چشمك می زنند؟!
اگر زندگی بوسه نیست پس چرا زاغان مرغان عشق نشداگر زندگی آغوش نیست پس چرا نسیم در تن برگ این گونه می پیچد؟!اگر زندگی آهنگ نیست پس چرا صدای جغد و كلاغش نوای پائیز و خرابه دارد؟!
اگر زندگی شور نیست پس چرا شبهایش اینقدر پر درد و حال است؟!
اگر زندگی سوز نیست پس چرا شمع باید بسوز و بسازد و بگرید و بخندد؟!
اگر زندگی ناز نیست پس چرا مَهْوشانی كه هَوی مهتابند اینقدر كرشمه دارند؟!
اگر زندگی ساز نیست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب می نوازند؟!
اگر زندگی بهار نیست پس چرا صدای پرندگان را در برگ ریز خزان هم می شود شنید؟!
اگر زندگی آبی نیست پس چرا چشم ماه رخان، رنگ دریا و آسمان دارد؟!
اگر زندگی ساده نیست پس چرا همه در خواب اینقدر بی نقشند؟!
اگر زندگی رقص نیست پس چرا پروانه ها تنها فصل عمر را می رقصند؟!
اگر زندگی صبح نیست پس چرا هر طلوع زندگی آغاز می شود؟!
اگر زندگی چشم نیست پس چرا نور اینقدر می رقصد؟!
اگر زندگی كام نیست پس چرا عسل اینقدر شیرین است؟!
اگر زندگی حال نیست پس چرا غروب اصلا خواستنی نیست؟!
اگر زندگی رود نیست پس چرا فصلِ خشك، بهار كركس است؟!
اگر زندگی جوی نیست پس چرا زمزمه اش اینقدر شنیدنی است؟!
اگر زندگی گل نیست پس چرا اشكِ گل، آئین عزا است؟!
اگر زندگی رنگ نیست پس چرا خاكستری، تنها، رنگ خاكستر است؟!
اگر زندگی مست نیست پس چرا اینقدر پاسبان بر هر كوی و برزن است؟!
اگر زندگی اشك نیست پس چرا آسمان كه می گرید زمین می خندد؟!
اگر زندگی صفا نیست پس چرا بی صفا زندگی نیست؟!
اگر زندگی لرز نیست پس چرا اینقدر ماه در بركه می لرزد؟!
اگر زندگی خوب نیست پس چرا خفاشها تنها در غارند؟!
اگر زندگی زنده نیست پس چرا بوته رز همیشه گل می كند؟!
اگر زندگی صاف نیست پس چرا گورستانش مه آلود است؟!
اگر زندگی شراب نیست پس چرا این همه مست، زنده اند؟!
اگر زندگی خواب نیست پس چرا مرگ، مردمان را بیدار می كند؟!
اگر زندگی نوش نیست پس چرا نیش اینقدر سوز دارد؟!
اگر زندگی شاد نیست پس چرا حیوان نمی خندد؟!
اگر زندگی گنج نیست پس چرا مردن اینقدر سخت است؟!
اگر زندگی نیایش نیست پس چرا بی نیایش كسی زنده نیست؟!
اگر زندگی جاده نیست پس چرا مرده ها در حاشیه دفنند؟!
اگر زندگی ماه نیست پس چرا بی ماه، ماه و سالی نیست؟!
اگر زندگی روز نیست پس چرا هر روز زندگی نو می شود؟!
اگر زندگی وفا نیست پس چرا هیچ كس بی وفا شِكَّرین نیست؟!
اگر زندگی سخا نیست پس چرا آسمان كه می بارد زمین می روید؟!
اگر زندگی لطیف نیست پس چرا خار، سبز و خشكش یكی است؟!
اگر زندگی دل آویز نیست پس چرا دل، به غیر او آویز نیست؟!
اگر زندگی طروات نیست پس چرا مگسان، تخم، بر مردار می نهند؟!
اگر زندگی زیبا نیست پس چرا مرده ها اینقدر زشتند؟!
اگر زندگی لبخند نیست پس چرا به وقت مرگ لبخند نیست؟!
اگر زندگی نور نیست پس چرا شبهای سیاهش انگار زندگی نیست؟!
اگر زندگی جور نیست پس چرا "هر روز دریغ از دیروز" دروغ نیست؟!
اگر زندگی زندگی نیست پس چرا هیچ چیز در توصیف زندگی بهتر از زندگی نیست؟!
آری، زندگی خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و نور و جور و در آخر زندگی زندگی است.


 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 10:57 توسط سمیه|

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

تصاویر با کیفیت شهید آوینی-aviny - avini wallpaper - aviny back ground - aviny high quality images

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حخدا بیل قیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد.


 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1391ساعت 13:4 توسط سمیه|

 

 

 

 

جملات زیبا گیله مرد

 

سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی

دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی

یک کوفه فریب و غم،

یک شام پر از محنت

آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی

یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند

از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی

یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی

بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی

لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم

بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی

پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی

اما نه برای ما، خوب است نمی آیی

یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند

اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی

سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران

شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی

با این همه درد و غم، می سوزی و می سازی

ای منتقم زهرا، خوب است نمی آیی

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1391ساعت 15:57 توسط سمیه|


آیا میدانید که : یکی از دلایل وجود امام ، قاعده ی لطف خداست

آیا میدانید که : امامت حضرت مهدی(علیه السلام )به دو راه نص و معجزه ثابت شده است،

آیا میدانید که : اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور«بوخص» می باشند،

آیا میدانید که : داستان ولادت آن بزرگوار خود جلوه ای است از لطف و فضل بی کران الهی است . ،

آیا میدانید که : درکتاب نجم الثاقب ،۱۸۲ اسم و لقب از حضرت ذکر شده است ،

آیا میدانید که : بر گونه ی راست حضرت مهدی (علیه السلام ) خالی جذاب وجود دارد ،

آیا میدانید که : ازجمله مواریث انبیاء(علیه السلام ) که حضرت می آورند، منبر حضرت سلیمان است

آیا میدانید که : امام زمان(علیه السلام ) فرمودند: سجده‏ى شکر از لازم‏ترین و واجب‏ترین سنّت‏هاى دینى است،

آیا میدانید که : قسمتی از کتاب «کمال الدین»در سال ۱۹۰۱م در هایدلبرگ آلمان توسط مولر منتشر شد

آیا میدانید که : مسأله غیبت امری نبودکه به تازگی مطرح شده باشد ،

آیا میدانید که : غیبت، دلائلی دارد که به امامان اجازه افشای آن داده نشده است ،

آیا میدانید که : منافع زمان غیبت آن حضرت، آن هم بر دو نوع است  ،

آیا میدانید که : در واقع غیبت صغری برای فراهم شدن شرایط لازم جهت درک دوران غیبت کبری امری ضروری بود ،

آیا میدانید که : عثمان بن سعید پیش از وفاتش مأمور شد تا پسرش محمد را به عنوان نائب امام به شیعیان معرفی کند ،

آیا میدانید که : نخستین کسی که در اسلام مهدی موعود نامیده شد « محمد حنفیّه» بود ،

آیا میدانید که : در روایات داریم که در عصر غیبت ” قم و مردم آن بر دیگر انسان ها حجت هستند

آیا میدانید که : درباره امکآن ارتباط و مشاهده حضرت دو دیدگاه وجود دارد ، آیا میدانید که : شرایط سخت دروان غیبت به چه گونه ای است  ،

آیا میدانید که : از ویژگی های منتظران، استقامت در دین، پارسایی و تخلّق به مکارم اخلاق است ،

آیا میدانید که : طبق برخی روایات در محرم آخرین سال غیبت اتفاقاتی رخ می دهد،

آیا میدانید که : کوفه مقرّحکومت حضرت مهدی(علیه السلام ) است ، ش از۶۰۰ حدیث و بیش از۶۰ آیه د

آیا میدانید که : در کتاب «ایقاظ من الحجة» از شیخ حّرعاملی بیر مورد رجعت آمده است.

آیا میدانید که :امام مهدی(عج) می فرمایند: من برای جهانیان ، امان (از عذاب الهی) هستم ، همانگونه که ستارگان برای ساکنان ‏آسمان، مایه امن و آسایش هستند . ‏

آیا میدانید که : یکی از تکالیف عصر غیبت تصدیق بعضى نشانه‏های ظهور است ،

آیا میدانید که : از جمله مخالفان حضرت مهدی(علیه السلام ) جمود اندیشان هستند ،

آیا میدانید که : محل سکونت امام زمان (عج) و خانواده‌اش شهر کوفه و «مسجد سهله» خواهد بود؟

آیا میدانید که :با تشکیل حکومت جهانی اسلام، از آسمان و زمین «برکات مادّی و معنوی» بارش و جوشش می‌کند؟

آیا میدانید که : دشمنان امام زمان (عج) عبارت‌اند از:  ابلیس، شیاطین، دجّال، سفیانی، صهیونیست‌ها، طاغوت‌ها، منافقان و ….؟!


 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 18:42 توسط سمیه|


آخرين مطالب
» خواص آب
» پيرمرد مهربان
» حضرت زینب (س) مادر عاشورا
» به دنبال خدا نگرد
» زندگی چیست
» زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی
» خوب است نمی آیی
» آيا ميدانيد
Design By : Pars Skin


زیبا رویان


زیبا رویان

احتماعی

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->|


آخرين مطالب
» <-PostTitle->
Design By : Pars Skin